حرفهای ناگفتنی فراوان دارم...
یاران رفته نیز بسیار...
دنیا تا کدام انتها در تلاشی به تنهایی عادتم دهی؟!
عادت نمیکنم...
همچنان در انتظار یارم...
پ.ن: السلام علیکم یا اهل بیت النبوه...
برچسب:
نویسنده: کارن نوروزی
برچسب:
نویسنده: کارن نوروزی
بعضی شوخیها شوخی نیست
نمیتونن شوخی باشن
یکی میگه بقیه میخندن ولی یه نفر اون وسط جوری میسوزه که تمام گریههای توی مترو توی تاکسی و توی خونه هم آرومش نمیکنه...
بعضی شوخیها شوخی نیست
و سوزشش هم که بعد یه مدت از بین بره جای سوختگیش میمونه...
پ.ن: پیش تو که تا دنیا دنیاست شرمنده هستم؛ پیش خدا شرمنده نباشم الهی...
برچسب:
نویسنده: کارن نوروزی
هر دو دلتنگ همیم
اما من اغلب بیشتر...
برچسب:
نویسنده: کارن نوروزی
ترجمه می کنم
هر چند خط یک بار سرم را می گردانم که ببینمت
که ببینم اینجایی
خوابی ولی اینجایی
نگاهم نمی کنی ولی اینجایی
حرفی با هم نمی زنیم ولی اینجایی
بالشت را در آغوش گرفته ای ولی اینجایی
اما نمی بینمت
نیستی
ترجمه می کنم
دست خودم نیست که سرم را می گردانم
تو را عادت کرده ام انگار
عادت شیرینم
زیبای خفته ام
بهانه ترجمه هایم
ترجمه می کنم...
برچسب:
نویسنده: کارن نوروزی
امروز برای همیشه با آقا سید خداحافظی کردم
خدا را شکر پسرخاله آنجا نبود
شاید یک روز تقویم ها بیست مرداد را زیبا کنند
شاید
مغرورتر از آنم که بگویم کم آوردم
قوی تر از آنم که اعتراف کنم امروز هیچ کس برایم رفاقت نکرد
اما
آنقدر دلشکسته ام که ابایی ندارم بگویم
یاد انبار زیرزمین خانه اشک به چشمانم می آورد
و خدایی که در این نزدیکی است
و من نمی بینمش
...
امروز هم گذشت
و من هنوز زنده ام...
برچسب:
نویسنده: کارن نوروزی
تقصیر من نبود
تقدیر من نبود
برچسب:
نویسنده: کارن نوروزی
از اینجایی که من هستم تموم شهر معلومه
کنارم خیلیا هستن، دلم پیش تو آرومه...
پ.ن: ساعت ها در تراس...
برچسب:
نویسنده: کارن نوروزی
به تاسیان دچارم...
برچسب:
نویسنده: کارن نوروزی
یعنی منو بگو که نشستم دارم گردو لای خرما میزنم که فردا ببرم سر کار خیرات "پدربزرگم"... فککککککککن 
پ.ن: خدا رفتگان شما رو هم بیامرزاد از جدید و قدیم همگی انشاءالله...
برچسب:
نویسنده: کارن نوروزی
برچسب:
نویسنده: کارن نوروزی
آبان آمد و رفت و نشنیدم که بگویی "مبروک"
آذر آمد و رفت و نتوانستم که بگویم "مبروک"
خواستم یا سفری یا نظری یا حتی گذری
نه توانستم و نه خواستی و نه میشد
بی بی ام حال ندار است و مریض
مادری کرده برایم عمری
در کنارش بودم
یاد تو اما هر لحظه کنار من بود
گرچه شاید نرسد هیچ به تو این پیغام
گرچه شاید گذرد سخت به تو این ایام
گرچه داغ دل تو کرده تو را سخت غمین
خواستم یاد کنم از تو... همین.
برچسب:
نویسنده: کارن نوروزی
یه نفر هست که میدونم میشنوه درد دلامو
میگیره دستمو آروم همیشه داره هوامو
وقتی دل دادی میفهمی عاشقی دردی قشنگه
دور خونه ی عزیزت وقتی می گردی قشنگه
یه نفر هست که محاله منو جایی جا بذاره
تا ببینه بی قرارم میبینم اون بی قراره
من هنوز چیزی نگفتم همه حرفامو میدونه
تا بیاد اشک توی چشمام خودشو زود میرسونه ...
پ.ن: یه نفر هست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
برچسب:
نویسنده: کارن نوروزی
حاج خانم ناهار ماهی پخته اند
ما خورده ایم و آن میان به جز تیغ های معمول دو قطعه استخوان بزرگ و عجیب در بشقابمان یافته ایم
می پرسیم: این دیگه چیه مثل قلوه سنگه؟
حاج خانم می فرمایند: این استخون فک ماهیای بزرگه. خیلی سخته. اصلا واسه همین به این نوع ماهیا میکن "سخت پوستان"!
حاج خانم بسیار دانشمند تشریف دارند ماشا الله
برچسب:
نویسنده: کارن نوروزی
I stood on this very floor
and I promised you I will stay with you
and then I broke my promise
So maybe I deserve these every night tears
I miss you so much
I can't heal
برچسب:
نویسنده: کارن نوروزی